تبليغاتX
شیشه نازک تنهایی من
به تو ساده دل ندادم که ساده بری از یادم
 همیشه فاصله ها لحظه های دلگیرند............!

عاشق ترين عاشق ...

 

زير باران ِ دقايق

مي نشينم چشم بر راهت

تا بيايي لحظه اي بخشي به من

شوق ديدار نگاهت

اي عزيز مهربانم ، از خدا خواهم هميشه

تا كه باشد تكيه گاهت

گرم وعاشق همچو خورشيد

آسمان نيلگون باشد پناهت

اي ستاره باش با من

اين دل عاشق هميشه سايه گاهت

مي رسد روز ي  به هم نزديك باشيم

گرمي آغوش من چون خوابگاهت

من برايت مي شوم عاشق ترين عاشق

لحظه اي كه تكيه ام باشد به گرماي نگاهت !

|+| نوشته شده توسط حمید در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387  |
 بی تاب بی تابم...
هیچ کس ویرانی ام را حس نکرد       وسعت تنهایی ام را حس نکــرد
در میــان خـنــده هـای تـــلـخ مـن       گریه ی پنهانی ام را حس نکـرد
در هجوم لحظه هــای بـی کــسی       درد بی کس ماندنم را حس نکرد
آن که بــا آواز من مانــوس بــود        لحظه ی پایانی ام را حس نکـرد
 

مرده شور هر چی عشق ببرن

يـادتـه يـه روز بهم گفتي : هر وقت خواستي گريه کني بـرو زيـر بـارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده ... گفتم اگــه بــارون نبود چـي ؟ گفتي : اگـه چشماي قشنگ تـو بـبـاره آسمون گريش مي گيره ... گفتم : يه خواهش دارم. وقتي آسمون چشمام خواست ببــاره تنهام نـزار. گفتي بــه چشم ... حالا امروز من دارم گـريـه مي کنـم اما آسمون نمي بـاره ... تــو هم اون دور دورا ايستادي و بهم نگاه میکنی ... 

|+| نوشته شده توسط حمید در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386  |
 تقدیم به عشق سوخته...

بي تو من تنهام

از دست تو نيست دل من از گريه پره 

    مثل تو طاقت نداره واسه تو هردم مي باره

   ديگه اشكاي من طاقت مونـدن نـدارن

 نباشي بي توبازميميرن ميريزن بي توهردم مي بارن

تو تموم دنيامي تو تموم حرفامي تو همه لحظه گرم عاشق بودني

يه ستاره داره چشمك ميزنه از آسمون

داره دلمو مي بره بـه يـه جاي بي نام و نشون

اون ستاره همون چشماي تويه تو آسمون

 داره  پــرپــر ميــزنـــه دلـــم واســه ديــــدن اون

تو تموم دنيامي تو تموم حرفامي تو همه لحظه گرم عاشق بودني

منتظرتم عزيزم

   
 
 
 
 
 
 

|+| نوشته شده توسط حمید در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386  |
 

چشمانت به من اميد ميدهد مريم

تو كيستي كه من اينگونه بي تو بي تابم

 
شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم


تو كيستي كه من از موج يك تبسم تو

 
بسان قايق سرگشته روي گردابم

|+| نوشته شده توسط حمید در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386  |
 

خدايا به كمكت اميدواريم

....MY GOD

  تو همون حس غریبی که همیشه با منی  

تـو بهونــه هر عاشق واسه زنده بودنی

تــو امیــد انتظـاری تـو دلای نــا امیــد

مثــل دیــدن ستــاره تــو شبــای نـا پدید

 

بـا توام بــا تو کـه گفتی تکیه گـاه عاشقـایی

می دونم یه دنیا نوری  ساده ای  بی انتهایی

مثل لالایی بــارون تــو کــویــر بـی صـدایی

تو خود عشقی میدونم  نـاجی فــاصـلـه هـایی

 

عمریــه دلم گـرفته گِـلـه دارم از جـدایـی

خدای همیشه حاضر تو کجایی  تو کجایی

|+| نوشته شده توسط حمید در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386  |
 
|+| نوشته شده توسط حمید در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386  |
 گرفتار.....
 
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم         چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم...

 

|+| نوشته شده توسط حمید در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385  |
 عاشق توام....!
وقتی دستام خالی باشه وقتی باشم عاشقه تو غیر دل هیچی ندارم که بدانم لایق توست دلمو از مال دنیابه تو هدیه داده بودم با تمام بی پناهی به تو تکیه داده بودم هر بلایی که سرم اومد همه زجری که کشیدم همه رو به جون خریدم ولی از تو نبریدم هر جا بودم با تو بودم هر جا رفتم تورو دیدم تو سبک شدن تو رویا همه جا به تو رسیدم اگه احساسمو کشتی اگه از یاد منو بردی اگه رفتی بی تفاوت به غریبه سر سپردی بدون اینکه دل من شده جادو به طلسمت یکی هست اینور دنیاکه تو یادش مونده اسمت این شعرو تقدیم میکنمبه کسی که میدونم یه روز برای خوندنش میاد
|+| نوشته شده توسط حمید در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385  |
 دلیل آخزم باش.......

مي تونستي واسه من يه چاره باشي ...!!

 

 

 

 

 

 

براي زنده ماندن دليل آخرم باش ...!!

 

|+| نوشته شده توسط حمید در شنبه شانزدهم دی 1385  |
 آن روز..........

آن روز که دلت پيش دلم بود گرو ...

دامان مرا سخت گرفتي که نرو....

 حالا که دلت به ديگران مايل شد...

کفش کج من راست نهادي که برو

 

 

لحظه ها مي گذرند قصه اي هست كه ديگر نتوان كرد آغاز

|+| نوشته شده توسط حمید در شنبه شانزدهم دی 1385  |
 می شکنم.....
من اگر اشک به دادم نرسد می شکنم

اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم

بر لب کلبه ی محصور وجود، من در این خلوت

خاموش سکوت، اگر از یاد تو یادی نکنم، می شکنم

اگر از هجر تو آهی نکشم، تک و تنها، می شکنم

به خدا می شکنم.

|+| نوشته شده توسط حمید در شنبه بیست و پنجم آذر 1385  |
 ............
|+| نوشته شده توسط حمید در چهارشنبه هشتم آذر 1385  |
 کاش پیشم بودی....

.one more kissتنها قلبم تقدیم تو     

می سوزم و می سازم

بوسه هایت را می ÷رستم


|+| نوشته شده توسط حمید در جمعه بیست و ششم آبان 1385  |
 
 
بالا

بزرگترين سايت جاوا اسکريپت ايران

. <